نویسنده منیره خسروبیگ :به گزارش سرویس اجتماعی خط فارس:لطفاً خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید.
بسمالله الرحمن الرحیم. من سعید پرویزی هستم، خبرنگار صداوسیمای مرکز فارس.
از چه سالی وارد حوزه رسانه و خبرنگاری شدید و چه مسیری را تا امروز طی کردید؟
من از سال ۱۳۷۹ وارد مطبوعات فارس شدم و به عنوان خبرنگار و عکاس تا سال ۱۳۹۰ در مطبوعات استان فارس و روزنامهها فعالیت داشتم. از سال ۱۳۹۰ وارد خبر صداوسیمای مرکز فارس شدم و تا امروز در خدمت مخاطبان و مردم هستم.
البته از همان ابتدا به کار و حرفه خبرنگاری علاقه داشتم. در دهه ۷۰، در کنار درس و تحصیل، در انجمن سینمای جوان شیراز کار فیلمسازی و فیلم کوتاه انجام میدادم. در دوران سربازی نیز در مجموعه روایت فتح بودم و حدود دو سال در کنار مستندسازان روایت فتح فعالیت کردم.
بعد از سربازی تصمیم گرفتم به صورت جدی کار تصویربرداری و عکاسی را دنبال کنم. در رشته تصویربرداری و عکاسی، فوقدیپلم و بعد کارشناسی گرفتم و همچنین در رشته خبرنگاری از دانشکده خبر شیراز تحصیل کردم. یک کارشناسی دیگر هم در رشته نمایش دارم.
در کنار فیلمسازی، به کار خبرنگاری و عکاسی علاقهمند بودم و هر دو مسیر را ادامه دادم. از سال ۱۳۹۰ که وارد صداوسیما شدم، به صورت کامل به کار خبرنگاری پرداختم.
فعالیت حرفهای و حوزه تخصصی شما چیست و بیشتر چه سوژههایی را پوشش میدهید؟
بیشتر در حوزه اجتماعی فعالیت میکنم؛ بهخصوص در زمینه پیگیری مطالبات مردم و مشکلات مردمی. همچنین در حوزه مستندهای تحقیقی فعالیت دارم.
مستند تحقیقی را از سال ۱۳۹۵ در صداوسیما شروع کردم و اولین مستند تحقیقی که کار کردم درباره قاچاق خاک ایران به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بود که سر و صدای زیادی هم ایجاد کرد.
بعد از آن، مستندهای تحقیقی دیگری درباره قاچاق سوخت در دریا، قاچاق سنگ به چین و موضوع رجیستری موبایل در امارات و مسیر آن از امارات تا تهران تهیه کردم.
در طول این سالها، در کنار گزارشهای خبری و پیگیری مشکلات مردم، مستندهای تحقیقی زیادی کار کردهام.
یک روز کاری معمولی برای شما چگونه میگذرد؟
تقریباً همه روزهای ما صرف تهیه خبر و گزارش میشود، اما من عمدتاً وقتی میخواهم گزارشی را کار کنم، حتماً درباره موضوع تحقیق میکنم.
حتی برای سوژههای خبری و آفیشهای خبری که ممکن است فقط چند ساعت قبل اعلام شده باشند، معمولاً حداقل دو ساعت قبل درباره موضوع تحقیق و مطالعه میکنم تا بتوانیم یک گزارش خوب، جامع و کامل را تقدیم مردم کنیم.
برای سوژههای تولیدی نیز معتقدم اگر یک هفته قبل فرصت داشته باشیم، باید تحقیق کنیم، مطالعه کنیم و زیر و بم سوژه را دربیاوریم تا با اطلاعات کامل سراغ تهیه گزارش برویم.
برای تهیه یک گزارش خوب، مهمترین اصل از نظر شما چیست؟
مطالعه و تحقیق. قبل از اینکه هر گزارشی، حتی یک گزارش خبری معمولی، تهیه شود، خبرنگار باید درباره موضوع تحقیق کند.
برای یک سوژه تولیدی، اگر حداقل یک هفته قبل فرصت داشته باشیم، میتوانیم تحقیق و مطالعه کنیم و زیر و بم سوژه را دربیاوریم. این کار باعث میشود با فراغ بال و اطلاعات کامل سراغ گزارش برویم و قطعا بتوانیم گزارش بهتری تهیه کنیم.
داشتن سناریو برای همه گزارشها الزام است. توصیه من به خبرنگاران و همکاران عزیز این است که بدون داشتن سناریو برای تهیه گزارش اقدام نکنند. اینکه خبرنگار برود، تعدادی تصویر و مصاحبه بگیرد و بعد بنشیند با یک تدوین کار را دربیاورد، جذابیتها و سختیهای خاص خودش را دارد، اما خبرنگار برای موفقیت به پشتکار و مطالعه نیاز دارد.
پشتکار، پشتکار، پشتکار؛ مطالعه، مطالعه، مطالعه. اینهاست که میتواند یک خبرنگار را در مسیری که قدم گذاشته موفق کند.
همچنین توصیه میکنم خبرنگاران حتماً مطالعه داشته باشند؛ مطالعه در همه زمینهها واقعاً خیلی کمک میکند. موضوع را هم باید تا آخر پیگیری کرد. نباید یک سوژه ابتر بماند و سوژهای که پیگیری نشود، در یادها فراموش میشود.
ماندگارترین گزارشهایی که تهیه کردید کدامها بودند و چرا؟
بهترین و ماندگارترین گزارشهای من، گزارشهای مربوط به قاچاق سوخت بوده است.
در یکی از این گزارشها زیر دریا رفتیم و لولههای قاچاق سوخت را در خلیج فارس کشف کردیم. در گزارش دیگری به پاکستان رفتیم. اینها گزارشهایی بودند که ماندگار شدند و در ذهن مردم باقی ماندند؛ چون تحقیق داشتند، جذاب بودند و مهمتر از همه، توانستند مشکلی از مردم را پیگیری کنند.
به نظر شما یک خبرنگار موفق چه ویژگیهایی دارد؟
به نظر من خبرنگار باید با سناریو پای کار برود و علاوه بر آن، حتماً به دقت و صحت خبر و گزارش توجه کند. اینها اصل کار هستند.
پشتکار و مطالعه هم بسیار مهم است. خبرنگار باید سوژه را تا آخر پیگیری کند و اجازه ندهد موضوع نیمهکاره و
ابتر باقی بماند.
سختترین مأموریتی که تا امروز تجربه کردید چه بوده است؟
خاطرات تلخ و شیرین در دنیای خبرنگاری زیاد است. در جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، صحنههای بمباران را میدیدیم که واقعاً ناراحتکننده بود.
مثلاً در زیباشهر، جایی که بمباران شده بود، صحنههایی دیدیم که از شهدای اورژانس فقط چند تکه از ستون فقراتشان باقی مانده بود. دیدن این صحنهها واقعاً سخت بود.
در جریان جنگ رمضان نیز برای تهیه گزارش، با قایق به سمت تنگه هرمز رفتیم. حدود یکی دو ساعت در مسیر بودیم. شرایط واقعاً سخت و خطرناک بود. در خلیج فارس، پهپادها هر جنبندهای را میزدند. با این حال باید گزارش تهیه میکردیم، چون مردم تشنه اطلاعات بودند و میخواستند بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
باید در آن شرایط سوار قایق میشدیم، خودمان را به محل میرساندیم، مصاحبه میگرفتیم و گزارش تهیه میکردیم. حتی جلیقه هم نداشتیم و بالای سرمان پهپاد پرواز میکرد. واقعاً شرایط سختی بود.
فکر میکنید مردم از سختیها و زحمات پشت صحنه خبرنگاران چقدر اطلاع دارند؟
واقعاً مردم اطلاع ندارند که یک خبرنگار برای تهیه یک گزارش چه سختیهایی را تحمل میکند.
مثلاً در همین جنگ رمضان، ما زیر موشک و پهپادهایی که در خلیج فارس بودند، برای تهیه گزارش رفتیم. شاید مخاطب در نهایت یک گزارش دو یا سه دقیقهای را از قاب تلویزیون ببیند، اما نمیداند پشت همین گزارش چه سختیهایی وجود داشته است.
هماهنگیها، رفتوآمدها، حضور در محل، گرفتن مصاحبه و همه اینها کارهایی هستند که بسیار سختاند و استرس زیادی دارند. شغل خبرنگاری واقعاً یک شغل پراسترس است.
با وجود همه این سختیها، اگر دوباره به گذشته برگردید، باز هم خبرنگاری را انتخاب میکنید؟
بله، اگر دوباره برگردم، همین شغل را انتخاب میکنم؛ چراکه خبرنگار پل ارتباطی بین مردم و مسئولان است.
خیلیها هستند که دستشان به مسئولان نمیرسد، اما خبرنگاران میتوانند به عنوان یک پل ارتباطی نقش ایفا کنند و گرهای از مشکلات مردم باز کنند.
همیشه سعی کردهام دنبال مشکلات مردم باشم، درباره آنها گزارش تهیه کنم و پیگیر حل مشکلات باشم. نمیخواهم شعار بدهم، اما خدا کمک کرده است.
این میکروفون به دست ما رسیده است، در حالی که بیرون از این مجموعه خیلیها هستند که شاید باسوادتر و توانمندتر از ما باشند، اما دستشان کوتاه است. حالا که ما وارد این عرصه شدهایم، باید به درد مردم بخوریم، مشکلاتشان را بررسی و پیگیری کنیم و بتوانیم حداقل مثمرثمر واقع شویم.
کار کردن در صداوسیمای فارس چه ویژگیهایی دارد؟
من واقعاً همکاران خوبی دارم و به آنها افتخار میکنم. همه بچهها با جان و دل کار میکنند و زحمت میکشند.
به هر حال کار کردن در رسانهای مثل صداوسیما، که رسانه ملی است، مسئولیت و سختیهای خاص خودش را دارد و من به همکارانم افتخار میکنم.
مهمترین افتخار یا موفقیتی که در این مجموعه به دست آوردید چه بوده است؟
در طول فعالیت حرفهایام، حدود پنج یا شش دوره موفق شدم به عنوان نفر اول خبرنگاری در جشنواره مراکز صداوسیمای استانها انتخاب شوم و به عنوان نفر اول خبر در میان خبرنگاران کشور، حائز رتبه اول شوم.
این موفقیتها لطف خدا و نتیجه پشتکاری بوده که داشتهام و از این بابت خوشحال هستم و خدا را شاکرم.
اگر قرار باشد تنها یک جمله درباره خبرنگاری بگویید، آن جمله چیست؟
خبرنگاری یعنی عشق؛ خبرنگاری یعنی فداکاری؛ خبرنگاری یعنی از همه چیزت گذشتن و همه خطرات را به جان خریدن.
به نوعی خبرنگار، خطرنگار است.
در پایان، یک حرف دل برای جوانانی که میخواهند وارد حرفه خبرنگاری شوند دارید؟
توصیه من به جوانهایی که میخواهند وارد این حرفه شوند این است که مطالعه و پشتکار داشته باشند. خبرنگار باید برای سوژه وقت بگذارد، تحقیق کند، سناریو داشته باشد و موضوع را تا آخر پیگیری کند.
اگر فرصت داشته باشید از مردم یک درخواست کنید، آن درخواست چیست؟
درخواست من از مردم این است که خبرنگاران را در مسیر اطلاعرسانی و پیگیری مشکلات مردم همراهی کنند و بدانند آنچه در قاب تلویزیون میبینند، حاصل تلاش و سختیهای زیادی در پشت صحنه است.










































