نقش رسانه‌ها از مدیریت افکار عمومی تا ارزیابی در مواقع بحران‌ها!
نقش رسانه‌ها از مدیریت افکار عمومی تا ارزیابی در مواقع بحران‌ها!
رسانه ها وفعالان رسانه ای کشور، خصوصا در فارس بدون دریافت ابلاغ و دستورالعملی در این ایام از جان و دل مایه گذاشته و صریح، روشن وآشکارا در جهت همراهی با قوای امنیتی ودفاعی به تیتر زنی‌های امیدوار کننده در رابطه باجنگ پرداختند.

به گزارش سرویس سیاسی خط فارس؛ سید محی الدین حسینی ارسنجانی یکی از فعالان رسانه در یادداشتی نوشت: رسانه ها، چه ملی و چه محلی شاید اولین عناصر خبری و اطلاع رسانی های عمومی در مواقع بحرانها و بروز خطرات احتمالی برای یک کشور یا یک منطقه خاص جغرافیایی مثل استانها محسوب گردند.

در جنگ دوازده روزه رژیم صهیونیستی با ایران که در نهایت به عقب نشینی و آتش بس دنیای کفر منجر و شکستی مفتضحانه را متحمل شد رسانه های جهان از حقایق جنگی و ملاحضات دفاعی ایران تا حدود زیادی پرده برداشتند، اما در کشورمان بجز محدودی از رسانه های رسمی که به دست برتری ایران در جنگ دوازده روزه اشاره کرده و به خوبی به آن پرداختند رسانه های دیگر از جمله روزنامه ها و خبرگزاری‌های ملی آنگونه که باید نتوانسته و یا شاید نخواستند به تشریح و تحلیل ابعاد گوناگون جنگ و دفاع مقدس مردم و رزمندگان ایران در دوازده روز رویایی مقتدرانه ایران با رژیم سفاک و اشغالگر قدس بپردازند؛ اما در این میان پایگاه‌های خبری، فضاهای مجازی، شبکه های اجتماعی و رسانه های محلی و پیام رسان های داخلی که در اختیار کاربران ایرانی قرار داشته و دارند عملکردی به مراتب بهتر و بیشتر از رسانه هایی داشتند که از بودجه دولتی ارتزاق می‌کنند اما تاثیرات آنچنانی در مواقع بروز بحرانها و جنگ‌های منطقه ای بر افکار عمومی نداشته و ندارند.

اول وظیفه هر رسانه همسو با سیاستهای حاکمیتی در یک کشور این است که نبض افکار عمومی را در مواقع بحران ها به دست گرفته و حاکمیت رسانه ای خویش را با نوع عملکرد به موقع خود و تبیین وضع موجود بین مردم و حاکمیت و بالعکس و تعیین چار چوب‌های خبری و رسانه ای قابل قبول و استاندارد به اثبات برساند.

پرداختن به مساله احتمال جنگ مجدد اسراییل و آمریکا با ایران و همچنین احتمال هدف قرار گرفتن دوباره سران و مقامات کشورمان در فضاهای رسانه ای ایران در فاصله بین جنگ دوازده روزه تا جنگ رمضان مساله ای نبود که از چشم و نگاه رسانه های ملی و محلی دور بماند اما متاسفانه دور ماند و این غفلت رسانه ای نشانی از شکست خبری و رسانه ای ما و فعالان رسانه ای کشورمان شد و این مساله اصلا قابل قبول و رضایت بخش ناظران و مخاطبان ملی رسانه ها نبوده و نیست و اهالی قلم و رسانه و پیشگامان و پیشکسوتان حوزه روزنامه ها می‌توانستند با در نظر گرفتن خط قرمزها و رعایت مسائل امنیتی و پاره ای دیگر از ملاحضات ملی و منطقه ای تحلیل اخبار و اوضاع جهانی و منطقه ای را در رسانه های خود داشته باشند و از آن نگذرند و به نوعی به این مسائل بپردازند اما می‌بینیم که از چنین فضایی در جامعه رسانه های کشور هیچ خبری نیست حتی در رسانه ملی (رادیو – تلوزیون) هم شاهد ارائه تحلیلهای درست و منطقی در این باره نبودیم و برخی افراد با عنوان کارشناس موضوع به بیان آنچه که در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد پرداختند و از احتمال جنگ مجدد و آینده ایران عزیز و دنیای کفر و ستم بویژه آمریکا و اسراییل و مسائل مهم منطقه ای و قابل پیش بینی سخن نگفته و تحلیلی ننمودند.

از دیدگاه اینجانب بعنوان فعال رسانه باید گفت که رسانه های ملی در تبیین مواضع حاکمیت و مردم در رابطه با دو جنگ آمریکا و اسراییل با ایران اگر چه عملکرد بد و بسیار بدی نداشته اند اما عملکرد خیلی خوب و قابل توجهی هم نداشته اند و بسیاری از رسانه ها با بی فکری و یا بهتر بگویم با بی تدبیری از این مساله گذشته و به آن نپرداختند و تعداد محدودی از آنها نیز با بی تفاوتی از کنار مسائل جنگ عبور کرده و در مواجهه با چنین بحران مهم و بزرگی رفوزه شده اند.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و متولیان مستقیم رسانه ها باید در ارزیابی عملکرد و ادامه فعالیتها و محاسبه امتیازات رسانه ای اینگونه رسانه نماها که در مواقع لزوم باید پای کار مردم و نظام‌مان باشند و نیستند تجدید نظر کنند زیرا رسانه ها اگر در مواقع بحرانها و بروز نا امنی ها نتوانند عملکرد درستی از خود نشان دهند فاقد وجاهت‌های قانونی برای ادامه فعالیتند و به عبارتی بود و نبودشان به حال و روز کشور فرقی ندارد و چه بسا بودنشان ضرر و زیانی بیش تر از نبودنشان برای مردم و وطن داشته باشد.

در استان فارس که بر باور بنده استان تولید خبر است و شاهد تعدد رسانه های مکتوب و برخط بوده و هستیم و بسیاری از رسانه های ملی دارای دفاتر نمایندگی در شیراز و فارس‌اند و بعضا برخی رسانه های محلی مستقل و فراگیر در گستره استانی هم به اتخاذ روش بی تفاوتی و محافظه کاری همیشگی خود روی آوردند و از چشم ملت و مخاطبانشان افتادند بویژه روزنامه ها که حتی حاضر به ارائه گزارشی از روند آنچه در شهر و استان میگذرد و اقدامات مردمی و عوامل دفاعی در ایام جنگ رمضان نشدند و اگر بهانه عدم چاپ کاغذی نسخه روزنامه داشتند میتوانستند در ابتکار عملی به فعال سازی یک گروه خبری در یک پیام رسان ایرانی اقدام و بسنده کنند و اخباری را به مخاطبان خود میدادند و در این راستا جا خالی نداده و با بی تفاوتی از کنار اخبار حوزه جنگ و بحران پیش رو نمیگذشتند اما محدودی از رسانه های استانی و محلی با هوشیاری مدیران و با فداکاری خبرنگاران و گزارشگرانشان در این ایام با شکست سکوت مرگبار رسانه ای و نبود اینترنت جهانی‌ که با بایکوت خبری رسانه های دشمن شادکنی مثل b.b.c لندنی و من و تو آمریکایی، خصوصا شبکه ماهواره ای اینترنشنال که یک شبکه کاملا سیاسی و صهیونیستی ضد ایرانی است همراه نشدند و به وظیفه ذاتی خود که همانا استمرار خبر و اطلاع رسانی های گوناگون از جنگ منطقه ای بود اقدام نمودند و به انتشار اخبار درست و دقیقی از جنگ و مدیریت درست افکار عمومی مردم مناطق مختلف کشورمان پرداختند و اینگونه تلاشها حقیقتا جای تقدیر دارد.

بسیاری از رسانه ها و فعالان رسانه ای کشور و خصوصا در فارس بدون دریافت ابلاغ و دستور العملی در این ایام از جان و دل مایه گذاشته و صریح و روشن و آشکارا در جهت همراهی با قوای امنیتی و دفاعی به تیتر زنی‌های امیدوار کننده در رابطه با جنگ ناخواسته ما در ایام مبارک رمضان و انتشار اخبار ریز و درشت و مختلف حوزه جنگ دنیای کفر و استکبار با ایران پرداخته و کارنامه ای قابل قبول در این زمینه ارایه دادند و باید به زودی زود و در همین ایام نوروز از سوی متولیان فرهنگی و رسانه ای کشور و استان‌مان این گونه رسانه های موفق و پای کار مردم و نظام مورد تقدیر و تشکر قرار گیرند.

امید آنکه در ادامه جنگ آمریکا و اسراییل با ایرانِ جان، شاهد بیداری و تحرک بیش از پیش آن دسته از رسانه های مکتوب و برخط نه چندان فعال در این زمینه باشیم و شاهد یک جهاد رسانه ای واحد برای پاسداری از افکار عمومی و اصلاح فکر و ایده های مشوش و پراکنده مردم جامعه در کشورمان باشیم و از این پس شاهد نقش آفرینیهای ارزنده رسانه های ملی و منطقه ای در حوزه اخبار و اطلاع رسانیهای صریح و سریع، کامل و جامع در مواقع بروز بحرانها خصوصا در زمینه جنگ و دفاع مقدس پیش رویمان باشیم.

نویسنده: سید محی الدین حسینی ارسنجانی