تورم، به معنی افزایش سطح عمومی قیمتها یکی از مفاهیم بنیادین مورد بحث در علم اقتصاد است. اقتصادان معاصر و برنده جایزه نوبل میلتون فریدمن بر این اعتقاد بود که تورم اساساً پدیدهای پولی است. وی معتقد بود که تورّم، همیشه و همهجا یک پدیده پولی بوده و خواهد بود.
این موضوع البته تا قبل از کشف سیاستهای مهار تورم در سالهای قبل از دهه ۸۰ میلادی به این شفافیت نبود و تورم ناشی از فشار هزینه های تولید نیز به عنوان یکی از علل تورم مطرح بود.
نخستین بار اقتصاددانانی چون فردریش فون هایک و میلتون فریدمن این موضوع را مطرح ساختند که چیزی به نام تورم فشار هزینه وجود ندارد. هایک معتقد بود که چنین دیدگاهی در دوران طولانی شدن تورم تلاش میکند گناه افزایش مستمر قیمتها را از دوش سیاستگذار برداشته و به فشار هزینهها منتسب کند. او در کتاب “خصوصیسازی پول” مینویسد: نه دستمزدهای بالاتر و نه قیمت بالاتر نفت یا واردات هیچکدام نمیتوانند قیمت کل همه کالاها را به بالا سوق دهند مگر اینکه عرضه پول افزایش یابد و پول بیشتری در اختیار خریداران قرار گیرد.
فریدمن و دیگر اقتصاددانان این مفهوم را بسط دادند و این جمعبندی به علم اقتصاد اضافه شد که اینگونه نیست که تورم ناشی از فشار هزینه همانند تورم ناشی از رشد نقدینگی یا فشار تقاضا اجتنابناپذیر باشد بلکه با اتخاذ سیاستهای صحیح اقتصادی کاملا قابل اجتناب است.
البته همانگونه که توضیح داده شد تا قبل از دهه ۸۰ میلادی، نحوه اجتناب از اثرگذاری شوکهای هزینهای همانند شوک نفتی بر تورم نامعلوم بود و به همین دلیل شوک نفتی دهه ۷۰ میلادی باعث افزایش تورم جهانی شد. اما در همان زمان اقتصاددانان پی بردند که علت این موضوع نه خود فشار هزینه بلکه افزایش انتظارات تورمی و به تبع آن افزایش تقاضای پول است که بلافاصله با پاسخ مثبت بانکهای مرکزی مواجه میشود و این بدترین نوع مواجهه با این نوع از افزایش تقاضای پول است.
مبنای نظریات جدید این بود که اگر بانک مرکزی در مواقع شوکهای خارجی اعم از شوک نفتی، ارزی یا مثلا تحریمی، تسلیم فشار برای افزایش عرضه پول نشود هرگز تورمی رخ نخواهد داد و از همان موقع در هیچ کجای جهان که با این قواعد با شوکهای خارجی مواجه شدهاند افزایش تورم مشاهده نشده است.
ملموسترین مثال در این زمینه شاید شوک نفتی حدود ۱۵ سال پیش باشد که برعکس شوک نفتی دهه ۷۰ میلادی، تورم محسوسی به دنبال نداشت. البته این نکته را نباید فراموش کرد که این نوع شوکها در هر صورت ممکن است قیمتهای نسبی یا سطح قیمتها را تغییر دهند اما این مساله به معنی تورم یعنی افزایش مستمر سطح عمومی قیمتها نیست و تورم نه با فشار هزینه بلکه تنها با تسلیم بانک مرکزی در مقابل فشار برای افزایش عرضه پول به وقوع میپیوندد.
انتهای پیام/
- نویسنده : دکتر منصوره طاهری











































تورم؛ پدیده ای پولی، کلید در دستان بانک مرکزی
تاریخ : ۲۸ - بهمن - ۱۴۰۲[…] 🖇 مشروح این یادداشت را در خط فارس بخوانید: ادامه […]